می خوام برم از اینجا. وقتی یه جای کارم گیر می کنه بیشتر تو رفتنم مصمم می شم. اگه اون گیر نبود من تا ۱۵ ساعت دیگه از اینجا رفته بودم. اما فعلا باید صبر کنم. تا کی معلوم نیست. بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم دلم می خواد برم. هر آدمی وقتی یه تصمیمی می گیره برای لحظاتی هم که شده پشیمون می شه دلش می لرزه من هم از این قاعده مستثنی نبودم برای لحظاتی پشیمون شدم دلم خواسته که ای کاش هیچ وقت اتفاق نمی افتاد اما الان دیگه مصمم شدم به اون دل لرزه هه هم اهمیتی نمی دم.
پ.ن. منتظر بوددید خبر ازدواج بشنوید؟ نخیر هنوز برای این حرفها جوجم. بی خیال.
