از این پوستر خوشم اومده گفتم بذارمش اینجا محض قشنگی! پریروزها تو دانشگاه این تئاتر رو اجرا کردن. خانه ی برنادا آلبا نوشته ی لورکا. من قبلا یه اجرا ازش رو تو تئاتر شهر دیده بودم که خیلی خوب بود. تا جایی که حافظه ام یاری می کنه کارگردانش ایتالیایی بود با بر و بچه های ایرانی. با وجود تکراری بودن دیدن این نمایش به زبان اصلی خالی از لطف نبود و البته من مدام مشغول مقایسه ی این دو تا اجرا بودم. تو ایران هر پنج تا دختر برناردا آلبا بلوز شلوار پوشیده بودن (شاید به خاطر محدودیت در پوشش)، در صورتیکه اینجا با توجه به شناخت دقیق تری که به فضا و زمان اون نمایشنامه دارن لباسها بیشتر به صورت پیراهن یا بلوز و دامن بود اون هم با مدلهای قدیمی.
طرح پوستر و ترکت ها ی نمایش از روی اجرای واقعی برداشته شده. یعنی این عکسی که این پایین می بینید رو عینا توی اجرا هم می بینید. این عکس آدلا دختر کوچک برناردا است، که سر ناسازگاری با قوانین و سنت های پوسیده و سخت گیرانه ی مادر و محیط اطرافش داره و یک روز بعد از مرگ پدرش این لباس سبز رو تنش می کنه و به خواهرهاش می گه دلش نمی خواد تو خونه بپوسه، می خواد بره بیرون، بدون پوشش سر و بدون لباس سیاهی که مادرش امر کرده تا هشت سال باید به عنوان عزاداری به تن داشته باشن...














