شاعر انقدر جذاب و اسرارآمیز بوده که بعد از این همه سال دست نوشته هاش بتونن دوباره بررسی بشن، برای پیدا کردن نکته ای تازه. کشفی جدید. لورکا آخرین دست نوشته هاش رو (که مربوط به مجموعه شاعر در نیویورک بوده) چند روز قبل از سرنوشت تراژیک اش نزد دوست ناشری(خوسه برگامین) که مورد اعتمادش بوده می گذاره. در واقع یک روز عصر به دفتر این دوست در مادرید می ره ولی موفق نمی شه که او رو ببینه به همین دلیل نوشته هاش رو روی میز کارش می ذاره و به همراه اون یک یادداشت به این مضمون: "پپه عزیز، آمدم ببینم ات و فکر کنم که فردا برگردم. با محبت، فدریکو". اما او هیچ گاه برنگشت. باید به گرانادا می رفت، جایی که به فاصله چند روز، در ۱۸ آگوست، قتلگاه او می شد. افسانه ی این دست نوشته از اینجا شروع شد. برگامین ارزش گنجی را که لورکا برایش به جا گذاشته بود می دانست. یک سمبل، چیزی شبیه تابلوی گرنیکا ولی به نظم. او ارزش آن را دریافت اما برای جلوگیری از بحث و درگیری های متخصصان آن را پنهان کرد، شاید می دانست که اسرارآمیز بودن، این اثر را که ساختار و مفهوم جهانی اش هرگز از بین نرفته، بزرگتر می کند.
بنیاد گارسیا لورکا در سال ۲۰۰۳ موفق شد اصل این دست نوشته ها رو در حراج کریستی لندن بخرد. این بنیاد قصد دارد طی دو سال آینده ویرایش نهایی و قطعی آن را با تلاش متخصصان ارائه کند و با این کار شک و تردیدها را درباره ی ساختار یا نظم و مقدم و موخر بودن برخی اشعار برطرف سازد.
عکس زیر نمونه ای از این دست نوشته هاست که جا به جا خط خوردگی و اصلاح در آن دیده می شود. در این عکس شک و تردیدهای شاعر برای تقدیم شعرهایش به یکی از دوستانش به وضوح دیده می شود:
به بیسنته الکساندره (خط خوردگی)
به ادوآردو اوگارته(خط خوردگی)
به بیسنته الکساندره(خط خوردگی)
به کُنچا مِندس(خط خوردگی)
به مانوئل آلتولاگیرره

اولین بار دو انتشارات نورتون و سنکا در مکزیک و امریکا در سال ۱۹۴۰ این مجموعه را چاپ کردند که قطعا از دست نویس معتبر برگامین بهره برده بودند اما این دو چاپ با هم اختلافاتی داشتند که باعث شده بود تا این تصور در صاحبنظران به وجود آید که بخشی از آنها را برگامین ابداع کرده است. سکوت برگامین نیز به این تردیدها دامن می زد. امروز اما مهمترین این تردیدها از بین رفته است.
لینک های مرتبط:
- منبع : روزنامه ی ال پائیس
- عکس منتشر نشده ای از لورکای نوجوان و امضای او، مربوط به پرونده ی او در دانشگاه گرانادا
- لورکا در حال نواختن پیانو در 1935
- اینجا هم می توانید به نوای پیانوی او گوش بدهید
- مطلب قبلی من در مورد خانه ی کودکی های لورکا
* هر کی بلده ما رو هم پینگ کنه:)

