چینی هایی که اینجا هستن در زمره ی بچه پولدارها هستن. یک سال اول که امسال باشه اینجا فقط دارن به صورت فشرده زبان یاد می گیرن تا از سال بعد تحصیلی رشته ای که می خوان رو شروع کنن که مسلما پنج شش سالی طول می کشه. دانشگاه خیلی داره تحویلشون می گیره. همه ی هزینه ی ناهار دیروز رو معاونت دانشگاه تقبل کرده بود. البته که همه ی اینا در راستای روابط سیاسی و تجاری دو کشور باید باشه. دیروز در ضمن اشک این بچه ها رو هم در آوردن. دو تا از استادهای زبان شون هماهنگ کرده بودن با خانواده ی بچه ها که یه ویدئو تهیه کنن برای سال نو و بفرستن دانشگاه. ما که هیچی از زبونشون نفهمیدیم اما لابد پدر مادرها و پدربزرگ مادربزرگ هاشون می گفتن سال نو مبارک و دلمون برات تنگ شده و این حرفها. بعضی هاشون از تو خونه و زندگی شون فیلم گرفته بودن بعضی ها از خیابون و محله و برف و بوران. خلاصه که بامزه بود من هم در لحظاتی بغض تو چشام جمع شده بود! یه دویست باری سال نو مبارک رو به چینی تکرار کردم اما درست یادم نمی یاد الان. یه چیز تو این مایه ها بود : سین یِن خوآلا! :)
یه دوست چینی خوش تیپ دارم الان که قراره یه دست! چوب غذاخوری اعلا بهم بده :)
این از اون غذاها بود که سر تمام میزهایی که چینی پشتش نبود دست نخورده موند.

ادامه ی عکس ها در ادامه مطلب :)
خواب و بیداری ام در هم پیچیده و تفکیک شان از هم برایم سخت شده. دیشب خواب مریم ی. را می دیدم. یکی از همکلاسی های دوران راهنمایی و دبیرستان. او هم مثل من ریاضی خوانده بود اما مثل من بی خیال ش نشد. یک رشته ای که یادم نمی آید چی بود قبول شد در شهر همدان به گمانم. این آخرین خبری بود که از او داشتم. آها و البته اینکه نامزد کرده بود گویا. بعد از هفت هشت سال آزگار و این همه چرخ در زندگی دیشب آمده بود در ِ خانه مان در تهران و جزوه می خواست از من! آن هم برای درسی مثل ریاضی. امتحان داشتیم. چند تا مساله ی ریاضی را به وضوح در خواب حل کردم با همه ی ایکس و ایگرگ هایش. میون حرف هایمان چند بار از مریم راجع به ازدواج اش پرسیدم. جوابم را نمی داد. کم حرف بود خیلی، مثل سابق.
بعد نمی دانم چی شد که با مریم ی. و یکی دیگر از همکلاسی های دانشگاه سابق داشتیم تصمیم می گرفتیم از کدام کشور بیاییم اینجا. راهها را می سنجیدیم و از روی نقشه محاسبه می کردیم از کدام مسیر برویم نزدیکتر است و ارزان تر...
من و مریم دوستان صمیمی نبودیم. اما نمی دانم چرا یه دفعه دلم تنگ شده برایش .