دیروز انقدر حرص خوردم که وقت نکردم تو وبلاگم چیزی بنویسم ، بعضی وقتها انقدر اینجا بی کار می شم که سه تا روزنامه ، سی تا وبلاگ ، چند تا روزنامه آن لاین و کتابایی که خریدم و ... رو می خونم ، اما بعضی روزا حتی وقت نمی کنم چایی مو بخورم و انقدر می مونه تا سرد میشه.
دیروز از روزایی بود که چایی هم نمی تونستم بخورم ، یه سوتی گنده (من یه چی میگم تو یه چی می شنوی ها !) در ابعاد بسیار بزرگ! ، رها کردم (مودبانه ی ول دادم !) ، خوشبختانه کسی متوجه نشد ، یعنی نذاشتم گندش در بیاد ، خرابکاری اونم تو مکاتبات خارجی ، اونم با یه کشور دوست ، اونم با دشمن آمریکای امپریالیسم ، اونم ... نه اصلا توجیه پذیر نبود ، اصلا ، خلاصه وقتی فهمیدم گندی که زدم چی بوده و بعد اینکه از حالت شوک خارج شدم مکاتبه رو با آدرس درست انجام دادم (البته به شکل آن لاین) ولی متاسفانه باز امروز صبح دیدم ایمیلی که فرستادم برگشت خورده ، نمی دونم مشکل چیه؟!!! الان مدتی یه که گزارشاتی که باید به اون کشور محترم و شریف ارسال بشه وسط راه نمی دونم تو کجای این اینترنت لعنتی گیر می کنه و به مقصد نمی رسه ، مناسبات اقتصادی و تجاری دو کشور در خطره ! باید فکری کرد.
بعد از اینکه از مسافرت برگردم حتما یه فکری برای مناسبات دو کشور می کنم. دو روز مرخصی گرفتم ، می رم به یه شهر کویری ، از کجا فهمیدید یزد و می گم ؟ اگه فرصت بشه کویر گردی هم خواهم کرد ، جای همه دوستان خالی... اگه آشنا ماشنا اون ورا سراغ دارید ، هتل یا رستورانی رو توصیه می کنید همچین یه ایمیل کوچولو بزنید ممنونتون می شم. سوغاتی هم از تهران براتون پشمک می خرم...![]()