تبليغاتX
یغورت - شاید مرتبط با جنبش زنان ایران!

چند وقتی هست که سعی می کنم یه مطلبی بنویسم اما تمرکز ندارم و اصلا نمی تونم فکرمو جمع کنم. اما با این نوشته لوا دیگه خودمو موظف می دونم که یه چیزکی بنویسم.

 

راستش من حتی اکثر دخترهای تحصیلکرده ی دانشگاه رفته رو آدمهای مطلع و آگاهی نمی بینم. به وفور هم تو اطرافیانم این مسئله رو می بینم. این قشر عظیم تحصیلکرده اگه هر کدوم روی یه مسئله ای که حداقل دغدغه خودشون هست پافشاری می کردن، الان اوضاع زنان ایران خیلی بهتر از این بود. می خوام اینو بگم که دخترای ما حتی قدرت تاثیر گذاری جزئی تو خونواده هاشون رو ندارن. جامعه که به یکباره زیر و رو نمی شه. هر کسی باید تو خونواده خودش اصلاحاتی رو انجام بده. از خواهر و برادر و پدر و مادر خودش شروع کنه. جلوی تبعیض رو از همون جا بگیره. حق انتخاب، حق اعتراض و انتقاد، و آزادی رو از خونوادش طلب کنه. تا کی پدران و برادرانمون صلاح ما رو بیشتر از خودمون می دونن؟ تا کی می خوان با ما  مثل یه آدم نابالغ رفتار کنن؟ و عقایدشون رو از کوچکترین چیزها مثل انتخاب نوع پوشش که بعد به یک عقده بزرگ تبدیل می شه تا بزرگترینشون رو می خوان بهمون تحمیل کنن؟ ما اونقدر بزرگ شدیم که صلاح خودممون رو بهتر از هر کس دیگه بدونیم؟! اونقدر بزرگ شدیم که بدونیم که برای نوع و روش زندگی مون تصمیم بگیریم. اول از همه هم باید از خودمون شروع کنیم. باید افکار آفت زده رو از سرمون دور کنیم. پیش داوری ها رو کنار بذاریم.

 

این لایه های پایین جامعه هستن که باید بخوان تغییراتی ایجاد بشه، درسته که بعضی زنها جونشون به لبشون رسیده اما نمی خوان اعتراض کنن، که این خودش هزار و یک دلیل داره. تجربه نشون داده که هر گاه تغییرات یا اصلاحاتی از بالا صورت گرفته به دلیل اینکه از دل مردم بیرون نیومده با شکست مواجه شده. به نظر من مشکلات ما از اونجایی چند برابر می شه که با مسئله یی به نام دین پیوند می خوره. دین که چه عرض کنم خرافات و جاهلیتهایی که به نام دین به خورد مردم داده شده.

 

چرا یک دختر دانشجو که داره می ره امتحان بده به جای اینکه یه دور بیشتر کتابشو بخونه، می شینه دعای سریع الاستجابه امیرالمومنین می خونه؟ چرا زنای ایرانی تا کم می یارن و خودشونو درمونده می بینن جانمازشون پهن می شه و انواع و اقسام نماز و دعا و نذری به راه؟ چرا توسل به یه نیروی برتر یا منجی جای تلاش رو گرفته؟ چرا ما تا این حد منفعل عمل می کنیم؟ مگه همینا همیشه نمی گن از تو حرکت از خدا برکت...

 

 به فرض هم که تمام قوانین ضد زن برچیده شدند و قانون حق و حقوقی مساوی با مردها بهمون داد. وقتی هنوز توی خونه مون راجع به یه وجب بالا و پایین بودن مانتو و رنگ روسری و لباس و اصلاح سر و صورت و ساعت رفت و آمد و معاشرت با دوست و هزار و یک چیز دیگه بهمون زور بگن و عملا جوری رفتار کنن که یعنی تو نمی فهمی، من صلاح تو رو بهتر از خودت می دونم، این زن یا دختر با اعتماد به نفس له شده، با افکار پوسیده ای که نتیجه قرنها حکومت مردسالاری یه و با باور موقعیت فرودست خودش، و با دلهره و تشویش به اطرافش نگاه می کنه و قدرت اظهار نظر نداره. چطور می تونه تو جامعه خودی نشون بده و از حقوق مسلمش دفاع کنه؟؟؟

  احتمالا ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 و ساعت 9:53 |