تبليغاتX
یغورت - اندر حکایت نحسی یک مطلب!

وقتی که یه مطلب رو چند بار برای چند جای مختلف می فرستید یا حداقل تلاش می کنید که بفرستید و  به خاطر نزول انواع و اقسام بلاهای آسمانی و بدشانسی و فیلترینگ و کله پا شدن بعضی از سایتها و گیر کردن ایمیلتون توی یه سوراخ سمبه ای تو اینترنت و غیره موفق به چاپش نمی شید چی کار می کنید؟ فکر کنم همین کاری که من الان می کنم. تو وبلاگتون افتخار می دید و مطلب رو می چاپید:  

 

.................................... 

  

امپراطوری زنان

آخرین بازماندگان جوامع مادر سالار

 

 

در منتهی الیه جنوب چین آبادی ای وجود دارد که زنان آن را اداره می کنند: در آنجا این زنان هستند که زندگی خانوادگی را می چرخانند. پادشاهی "موسو" ها (moso ) به مردان اجازه شرکت در تصمیم گیری های روزمره را نمی دهد.                                                                        

                                                     

                                     

تسلط جنس زن. آیا جائی در زمین وجود دارد که دختران مسئولیت خانواده، کار ، اقتصاد، ... و همه چیز را در دست داشته باشند؟

 

بله. مدلی از خانواده که برای ما تقریبا ناشناخته است. اینجا زنان از بزرگترها، برادرانشان، پسرانشان و برادر زاده ها و خواهرزاده هایشان مراقبت می کنند.

 

 

این نظام، نظامی مادرسالارانه است، یعنی نوعی از سازماندهی اجتماعی، که در آن زنان حکمرانی می کرده اند و بطور سنتی در برخی از جوامع ابتدایی وجود داشته است.

 

در این جوامع زنان بر تمام جوانب زندگی سلطه دارند.

 

 

مکان "موسو" ها

 

یک نمونه از جوامع مادرسالار را می توان در قوم "موسو" مشاهده کرد. که در ایالت یونن (Yunnan) واقع در جنوب غربی چین نزدیک به برمه و تبت دیده می شوند.

 

مکانی بسیار دور و خارج از نفوذ سایر نقاط جهان است بطوریکه تا چندی پیش دسترسی به آن از طریق جاده های آسفالت شده میسر نبود. گروهی از دره های نزدیک دریاچه "لوگو" (Lugo) (که به معنی دریاچه مادر است) توسط کوههایی که  برای ساکنین آن مقدس است احاطه شده و در ارتفاع 3 هزار متری قرار دارد.

 

                                          

 

تخمین زده می شود که بیش از 20،000 نفر در این منطقه زندگی کنند، اگر چه آمار دقیقی در دست نیست، چرا که هنوز توسط دولت چین به رسمیت شناخته نشده است.

 

زنان "موسو"

 

اولین چیزی که در این قوم جلب توجه می کند سازماندهی منحصر به فردش است که همه چیز حول محور زن می چرخد.

 

مردان قدرتی ندارند ، حتی درون محیط خانواده زندگی نمی کنند. مسئولیت کمتری دارند و کمتر کار می کنند، اما از موقعیت خود شکایتی ندارند.

 

                                            

 

وظیفه ی مادران است که دخترانشان را برای "مراسم آغازین" آماده کنند که نشانه گذر از دوران کودکی به نوجوانی است.

 

جشن بزرگی برگزار می کنند که در آن زنانی را می توان دید که گوشواره های بزرگی از نقره به گوش ، گلهای سرخی بر روی موها و دامن های گلدوزی شده ی مخصوصی به تن دارند.

 

در آنجا مادر اتاقی را به طور اختصاصی به دخترش می دهد با کلیدی شخصا برای خودش. از این لحظه به بعد با او همانند یک زن رفتار می شود ، او در آینده دنباله رو مادرش خواهد شد.

 

یک ازدواج متفاوت

 

ازدواج به شیوه متداولی که ما می شناسیم در این منطقه صورت نمی گیرد. ازدواجی وجود ندارد. زنها با هم زندگی می کنند و مردها در این ساختار جایی ندارند.

 

یک زن همیشه با اقوامش زندگی می کند و رابطه اش با یک مرد لزوما نباید برای تمام زندگی باشد.

 

                                       

 

این ازدواج ها "ازدواج دیداری" نامیده می شود، بدین معنی که مرد فقط شب هنگام به دیدار زن می رود. این یک رسم ساده نیست. عاشقی که قصد دیدار معشوقه اش را دارد باید تا پنجره اتاق وی خود را بالا بکشد و منتظر بماند که زن به او اجازه ورود دهد.

 

در حال حاضر این کار را از طریق "در" انجام می دهند، اما اگر یک کلاه چوپانی پشت در باشد، نشانه آن است که معشوقه اش گرفتار است و  او باید آرامش را در آغوش شخص دیگری بیابد.

 

مرد باید به هنگام طلوع آفتاب، یعنی قبل از اینکه خانواده زن بیدار شوند آنجا را ترک کند، چرا که مسائل عاشقانه نباید با مسائل خانوادگی در هم آمیزد.

 

حتی وقتی که از این رابطه دختر یا پسری متولد می شود پدر هیچ حقی بر فرزند خود ندارد، مگر دیدارهای گاه و بیگاه.

 

وقتی که عشقی به پایان می رسد، زوج بدون هیچ مشکلی برای خود یا فرزندانشان از یکدیگر جدا می شوند.

 

در چه مناطق دیگری مادرسالاری حاکم است؟

 

در حال حاضر مناطق بسیار کمی باقی مانده اند. این خانواده های سنتی کم کم به خاطر فشار  و نفوذ آداب و رسوم شناخته شده تر مانند فرهنگ چین و همچنین فرهنگ غرب ناپدید می شوند. البته نمی توان از خطر انقراض در زمانی نزدیک صحبت کرد.

                                  

                                              

 

در "یو نن" ، پرو، هند و جزیره بوگنویل، بین گینه نو و استرالیا نمونه هایی از ساختارهای جوامع زن سالار به چشم می خورد.

 

منبع: www.enredate.org/print/?t=article&l=1&id=19100#

 

ترجمه از خودمونه! اگه ایرادی داره خوشحال می شم بهم بگید.(من هنوز بلد نیستم عکسهارو بین نوشته هام بذارم مثلا سمت چپ یا راست و کنارش بنویسم! کسی بلده منو از جهل و نادانی در بیاره؟)

 

 

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 8:0 |