تبليغاتX
یغورت - افتخارات مریم گلی سابق ماتادور فعلی

برام مهم نیست که این قضیه ی نوشتن افتخارات شخصی منشا و مبدا ش چیه فقط برام جالبه و دلم خواسته که منم حتما افتخاراتمو بنویسم . من به جنبه ی سرگرمی بودنش اهمیت می دم. پس این شما و این هم افتخاراتی که بنده در عرض ۶-۲۵ سال زندگی پرثمر کسب نموده ام : 

 

1-       خوردن پستونک تا سن چهار سالگی.

2-       حرف نزدن تا سن شش سالگی.(کسی جز یک سلام کوتاه چیزی از من نشنیده بود)

3-       تصمیم برای مهندس شدن و اعلام آن به پدرم.

4-       فرار از مدرسه در تاریخ 2 مهر 1366 . یعنی دقیقا دومین روز از کلاس اول دبستان.

5-       رکورد ته کلاس نشینی به خاطر دراز بودن در تمام طول تحصیل.

6-       رکورد شاگرد اولی و معدل بیست گرفتن در تمام خانواده و در و همسایه.

7-       گرفتن کارت شهربازی در تمام سالهای دبستان و نرفتن به شهربازی (این یه عقده ی بزرگ شد واسه من. چون هیچ وقت نتونستم برم و الانم دیگه تعطیلش کردن!)

8-       چیه تک خوان بد صدا ندیدین تا حالا؟؟؟ این افتخار هم پنجم دبستان نصیبم شد.

9-       دو سال عضو گروه سرود مدرسه بودم و این افتخار هم نصیبم شد که با همکارانم توی مرقد امام صدامونو بذاریم رو سرمون و آواز بخونیم. نشون به اون نشون که همون شب اخبار شبکه یک ما رو از دور نشون داد!

10-   عضویت دائم در گروه هلال احمر مدرسه در دوران دبستان.

11-   رکورد سریع ترین دختر مدرسه. (دو سرعت)

12-   رکورد تنبل ترین حموم نروی خانواده در سنین نوجوانی.

13-   رکورد کم حرف ترین و ساکت ترین موجود زنده در بین آشنایان و فامیل و بچه های مدرسه.

14-   رکورد متقلب ترین بچه درس خون (تقلب هام از کلاس سوم دبستان و از امتحان انشا و دینی یادمه!)

15-   شکستن خط کش 30 سانتی شهاب الدین در کلاس دوم دبستان. انکار کردن آن و نهایتا دادن یه خط کش 20 سانتی به شهاب الدین. (حلالم کن رفیق!)

16-   گرفتن دیپلم ریاضی. پشت پا زدن به رویای کودکی مهندس شدن و ادامه تحصیل در رشته زبان اجنبی.

17-   تنها کسی که با گرفتن یک نمره 7 از یه درس 4 واحدی معدلش بالای 18 بود.

18-   قابلیت تکلم به زبانهای فارسی اسپانیایی انگلیسی ترکی و قابلیت فهمیدن زبانهای لری بلوچی ایتالیایی.

19-   قابلیت نفهمیدن زبانهای کردی و فرانسه.

20-   توانایی شروع کارهای جدید نظیر عکاسی و خطاطی و رها کردن آنها در لحظات حساس.

21-   علاقه ی شدید به فیلم و سینما.

22-   توانایی وبلاگ خوانی و وبگردی تا 10 ساعت در روز.

23-   بیشترین مدت زمانی که در یک جای ثابت کار کردم 10 ماه بوده.

24-   توانایی جذب آدمها در کوتاه مدت.

25-   عدم توانایی نگه داشتن همان آدمها در دراز مدت.

26-   ترس از سوسک و حشرات مثل سگ.

27-   تنها دختری که از حرف زدن زیاد بدش می یاد. (چه تلفنی چه رو در رو)

28-   قلاب بافی در نوجوانی

29-   خبرنگاری که تا حالا حتی یک مصاحبه هم نگرفته.

30-   اینا رو از نزدیک دیدم: علی دایی, مهرداد میناوند, برادران هاشمی از جمله مهدی هاشمی, گلاب آدینه (این یکی تازه ماچم هم کرده)

31-   با کنسول سفارت مربوطه دست دادم.

32-   در خیلی خیلی کودکی یک بار من را در حالی که داشتم جلوی در کوچه با لذت خاک می خوردم پیدا کردند.

33-       ملقب به مریم گلی و نارنجی در کودکی

34-       ملقب به ماتادور و اسپانیایی در جوانی

35-       دیگه چیزی یادم نمی یاد. اگه یادم اومد می نویسم. 

 

پ.ن. یادم رفته بود به اصل مطلب و به اینجا لینک بدم.

+ نوشته شده توسط مریم در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 9:43 |